|
فیزیوتراپیست نوعی پزشک است-فیزیوتراپیست نوعی پزشک است-فیزیوتراپیست نوعی پزشک است
|
2 دی روز اتحاد
فیزیوتراپی
گذری در تاریخ
فیزیوتراپیست جانشین متخصص فیزیوتراپی
در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۵ در آمریکا تخصصی برای پزشکی وجود داشت تحت عنوان متخصص فیزیوتراپی که دارای انجمن مخصوص خود بودند.
منتهی بن بستهای تئوریک در این تخصص و آرمانگرایی در فیزیوتراپی و همچنین پدیده هایی مانند ماری مکمیلان و تئوری های درمانیش و انعطاف پذیری فیزیوتراپی کار را به آنجا رساند که متخصصین فیزیوتراپی در یک اقدام جمعی عنوان متخصص فیزیوتراپی را از خود حذف و به قشر جدید واگذار کردند و برای خود عنوان متخصص طب فیزیکی را برگزیدند و از حیطه فیزیوتراپی بیرون رفتند.
این پدیده در حقیقت بن بستهای موجود در بکار گیری تکنیک های درمانی در فیزیوتراپی را باز کرد و قشر جدیدی از پزشک پا به ظهور گذاشت و اثر قاطعی بر تکنیک های موجود نیز داشت.
منتهی در ایران همیشه این شیپور علمی بر عکس زده می شود .متخصصین طب فیزیکی بعد از برگشت از تحصیل از اروپا و آمریکا به جای کار در مطب خودشان ، تبدیل به متخسس تب فیزیکی شده و پا در کلینیک ها و بخش های فیزیوتراپی گذاشتند.
و چه پر رو !!!!!هنوز با اینکه کاراکلوم مشخص اموزشی ندارند مانند شکار فربه جلوی شیر های گیج بالا و پایین می پرند و به لطف معاونت محترم وزیر فکر می کنند این گونه تخسس را همچنان ادامه می دهند.
نکته جالب توجه این است که نظر تمامی متخصصین پزشکی نیز به آنها جلب شده است و از خود می پرسند اینها متخصص هستند یا متخسس؟
شاید برای حفظ حرمت های پزشکی و حیطه های تخصصی پزشکی که برای همه ارزشمند است بهتر است مانند خیلی کشور ها این تخسس وجود نداشته باشد.
پزشکان و متخصصین که کلمه و کلمه امثال این وبلاگ را می خوانند و منتظر فرصت تا این حرمت شکنان را بر سر جایشان بشینانند.
امثال متخصصینی مانند روماتولوژیست ها،ارتوپدها،نورولوژیست ها و بیهوشی می دانند که اینها چه موجودات متخسسی هستند و اماده برای یک روزی که باید کاری کرد.
و این متخسسین نامحترم تب فیزیکی با اتکا به معاونت محترم وزیر شعار اینها پزشک نیستند را سر داده اند.
نظر این وبلاگ این است که متخسسین تب فیزیکی اصولا موجودات مفیدی برای فیزیوتراپی هستند به هر حال برای بالا رفتن نیاز به نردبام یا کیسه شن می باشد و اینها شاید بهترین نقش را برای فیزیوتراپی بازی کنند.
ببینیم.
چه کسی باید دکترای حرفه ای فیزیوتراپی
را بدهد؟
این سئوال یکی از سئوالات جالب است که در هیچ کشوری جز ایران مطرح نیست.مثل این است که کسی بخواهد بگوید بخودش آقا یا خانم و نیاز به مجوز داشته باشد.
البته مدارکی مانند PhD نیاز به تایید استاد و دانشگاه دارد ولی در خصوص دکترای حرفه ای اینطور نیست.
به هر حال ما در ایرانیم . در کشوری که انواع و اقسام دکترای حرفه ای وجود دارد و دولت مهر تایید می زند حتی به ان چیزی که واقعا دکترای حرفه ای نیست.
یک مثال ساده:فرض کنید آب برای اینکه تایید شود اب است،نیاز به تایید وزارت محترم نیرو داشته باشد حالا هی وزارت نیرو طفره برود و یک مشت فاضلاب هم نشسته باشند که اگر اب بیاید آنها می روند دم گوش وزیر محترم نیرو می گویند اینها آب نیستند ما آبیم!!!!مخصوصا اگر معاونت پسماند را داشته باشند.
واقعیت این است که هم آب آب است و هم فیزیوتراپیست دکتر و نیاز به جواز هیچ بنی بشری ندارند و اگر فیزیوتراپیست ها چنین کاری می کنند و به دنبال مجوز دولتی و غیره هستند بخاطر این این است که در چهار چوب دولت و نظام کشور که به ان اعتقاد دارند حرکت کنند.
و اگر روزی بخواهند از حق قانونی خود و بیمار و مردم استفاده کنند راهی باقی نمی ماند الا تمکین دولت .
چون دولت و مردم هم به آب نیازمند هستند و هم سلامت .
آفرین بر دانشجویان فیزیوتراپی
در این اوضاع و احوال دانشجویان فیزیوتراپی از پتانسیل خود انهم خود جوش استفاده کردند و در یک نامه زیبا اصل مطلب را نوشتند و جذابیت کار در این بود که در یکی از خبر گذاری ها نیز منعکس شد.
این نشان دهنده توانایی فیزیوتراپیست ها در تمامی سطوح است و اگر بخواهند می توانند کار کنند کارستان و بی همانند.
امید است که این نمونه و الگویی باشد برای دانشجویان دیگر و فیزیوتراپیست ها و اعضای هیئت علمی که می شود کاری کرد.
از خواب سنگین بلند شدن سخت است ولی امکان دارد .باید حرکت کرد هر چه زودتر.
گپ
همیشه اینجا نوشتیم کار با بیمار CP خیلی سخته !!! علتش هم اینه که قادر به درک فرایند های حسی یا آنالیز و تصمیم گیری نمی باشند و هی زحمت می کشی درمان و توانبخشی می کنی پاسخ نمی گیری اینجاست که دَرک بیمار و بیماری و ناتوانی مهم است.
باید CP را بشناسی تا بتوانی کمکش کنی و الا خیلی زود خسته می شی و می گی به دَرَک.
حالا فرق است بین دَرک و دَرَک .
فیزیوتراپی دستکاری شده توسط متخسسین اراذل تب فیزیکی عین همین CP است و هی دنبال کارش می ری میبینی همه چیز درست است الا خود همکاران عزیز PT.
خدا لعنت کند متقدمین رشته تب فیزیکی در ایران را که بنای نحسی که گذاشتن هنوز پا برجاست و تازه کنارش یک مشت متخسس تنبل بدون دانش همه به عنوان میراثخوار که الحمدالله دشنام خور ملسی دارند.
حالا قراره بریم در 2 دی با هم تصمیم بگیریم بعد از 40 سال که بلاخره چی کار کنیم .
حالا اگر 2 دی نشد اردیبهشت 1389 یکاری می کنیم که اعضای هیئت علمی تهران که بعضی هاشون OUT هستند ببخشید OT هستند لذت وافر ببرند و بر روح نواب مرحوم سلام برسانند که پای اینها را به فیزیوتراپی باز کرد.
امید است مساله را دَرک کرده باشید نه دَرَک.
ببینیم.
شعر یه خورده سپید
به به
شورای معین باز هم برگزار نمی گردد.
چه هوای خوبی و چه فیزیوتراپیست های خوبی و به به چه فیزیاتریس های خوبی.
آدم لذت می بره از این همه چیزخوب!!!!!!!
به به سیستم سلامت محور خوب!!! سیستم پزشکی خوب !!!
وزارت خونه خوب!!!!
معاونت پشتیبانی خوب!!!
الان تا سر حافظ چند تومن می گیرن در بست برن؟
به از رئیس خوب!!
از رایگانی خوب!!
از فروغ خوب!!!
به به به به به به به به به به به به به !!
از هیئت علمی خوب!!!
دانشجویان فیزیوتراپی بله دانشجویان فیزیوتراپی خوب!!!
همه چی خوبه !!!
آنفلانزای نوی A خوب !!!!
2 دی هم خیلی خوبه !!! می خواهیم بترکونیم !!! البته نمی دونم چی رو !!!
خیلی رشته فیزیوتراپی نازه !!!!
اصلا همه باید فیزیوتراپیست بشن !!!
یک پزشک فیزیوتراپی بودن خیلی خوبه مخصوصا نتونی از عنوان استفاده کنی !!!
آدم حساب نکنند !!! این خیلی خوبه !!!!
البته از نامرد متخسس تب فیزیکی در ایران بودن البته خیلی بهتره !!!!
یادمون باشه !!!!
بابا تو دیگه کی هستی؟
میشه یک متخصصی در ظرف چهار سال درس بخواند و فقط و فقط الکترو دایاگنوز بخواند ویک واحد آشنایی با فیزیو و کاردرمانی و غیره بعد که بیرون بیاید ادعای همهچی داشته باشد.
تازه بخواهد در تمامی رشته ها دست اندازی کند و مالک و صاحب همه چیز شود و در این راه اخلاق پزشکی را زیر پا بگذارد.
از زور الافی و بیکاری هر مسئولیت را در این جا و انجا قبول کند .
بدتر از انهم با این سواد و بضاعت ناقص مردم مریض بدبخت را با مشکلات متعدد پذیرش کند و ادعای روماتولوژی ، کاردیولوژی ، ارتوپدی و همه همه چیز را باهم داشته باشد.
نظام سلامت کشور که بعد از وزیر جدید بیشتر گیج میزند و جلوی این اوباشان را نمی تواند بگیرد.
اینها نمی دانند که یک چیز از اول همه جای ایشان را از نواب فیزیاتریس تا حال می سوزاند و آنهم بی سوادی آنها به لحاظ دانش و مهارت در بین پزشکان بود و گرنه متخسس قزبیت تب فیزکی که در حال تخصص های محو شدنی است چه ربطی به فیزیوتراپی داشت که با زور آژان و رکن دوم ارتش جای خود را در بخش فیزیوتراپی باز کند.
کسانی مانند رایگانی می دانند که چیزی در چنته علمی ندارند و جایی برای نفس کشیدن هم ندارند و باید بزودی جواب به همه چیز بدهند. و برای کش دادن ماجرا تا شاید همه چیز مضمحل شود دست به دامن حافظی معاون وزیر بزند!!!!!تا جلسات شورای معین برگزار نگردد.
ولی یک چیز کاملا مشخص است که نه تنها در این دنیا بلکه در آن دنیا اینهمه بیمار مظلوم یقه پاره ایشان را خواهند گرفت.
شک نکنید.
طنز
در دوم دی چه کار بکنیم
چه کار نکنیم
در راستای برنامه های دوم دی پیشنهادات زیر از این طرف برای اجرا تقدیم می شود انشاءالله افاقه کند:
۱- در دوم دی همه جورابهای سورمه ای به پوشیم .
۲- همه همان روز قبل از حرکت به سمت سمینار زیر پتو و یا لحاف دو بار بگوییم CP، CPببخشید DPT ،DPT
3- در محل سمینار برای جذب هیئت علمی در تهران 10 مرتبه بگوییم OT
4- برای نشان دادن جدیت در محل سمینار با دست مبارک چند بار بر فرق مبارکمان خواهیم زد.
5- آقایان دکتر موذن و دکتر همتی و بخصوص دکتر فرجود و دیگر دوستان را در یک جا جمع کنیم و کتک مفصلی به ایشان بزنیم چون تمامی این برنامه ها زیر سر آنها است.
6- یک گروه ببخشید کمیته زیر نظر مستقیم انجمن تشکیل یابد برود پیش وزیر که نه پیش معاونت محترم پشتیبانی رفته و پاچه خواری و چند تا غلط کردن و در نهایت پروپوزال را پیش ایشان پاره تا همه چیز آرامش گیرد.
7- همه داوطلبانه شماره نظام پزشکی را به نظام پزشکی برگردانیم.
8- همه پروانه ها را پاره کرده و درون صندوق بازیافت زباله بیاندازیم.
9- همه یک عدد.........که نه زشته یک ....... مناسب بخریم(ارگونومیک باشد) و به همه !!!!! و نه فقط به متخسسین تب فیزیکی از دم سواری بدهیم.
۱۰ - یه نامه به WCPT بنویسیم که در ایران فیزیوتراپی وجود ندارد.
بند های بعدی را خودتان بنویسید!!!!
ثانیه های طاقت فرسا
گروه طلایه داران
DPT
پیشبرد دکترای حرفه ای در این برهه زمانی دچار کندی گشته است که همه در حال تحمل زمان تا ورود به دانشگاه می باشند.
ولی بیشترین فشار بر عوامل اجرایی است که در این دهه بیشترین فعالیت را انجام داده اند و این فشار لحظه به لحظه بیشتر می شود.
با آشکار شدن عوامل اجرایی و شناخته شدن اینان توسط دوست و دشمن آماج های آسانتری شده اند و به راحتی قابل شناسایی و تحت فشار قرار گرفتن می باشند.
نامه ها و ادعاها توسط بسیاری بر علیه اینان شروع شده است و این درک بوجود امده است تا شاید با زدن عناصر اصلی روحیه فعلی فیزیوتراپیست ها ضعیف گردد.
بسیاری از این فشارها ناشی از این است که این گروه فعال رشد نکند و در آینده جایی نداشته باشد.
در تحقق دکترای حرفه ای آزمایشگاه نیز عناصر اصلی حرکت بشدت ضربه خوردند و عناصر محافظ کار و گوشه نشین میاندار شدند و آخر همان شد که شاهد بودیم.
حال اکثریت فیزیوتراپیست ها منتظرند و لی گروه پیشرو باید هم منتظر باشد و هم ضربات را تحمل کند.
و بزرگترین برون رفت از این ایام اقدام جهت اجرایی شدن دکترای حرفه ای به سرعت است تا فشار از گروه پیشرو برداشته شود.
ضربات بر گروه پیشرو می تواند دکترای حرفه ای را محدود یا منحرف کند و کسانی که در گود نبوده اند به میانه آورد و آنها طلبکارانه به دنبال خواسته های خود باشند.
حمایت از گروه پیشرو برای کسانی که ادعا دارند سخت است و لی همه فیزیوتراپیست ها باید بدانند که گروه پیشرو که بدون گرفتن امتیاز فردی دنبال دکترای حرفه ای بوده است بسیار قابل اطمینان تر از دیگران می باشند.
امثال دکتر شکوهی ، دکتر ابراهیمی ، دکتر موذن زاده ، دکتر همتی و دکتر معروفی قابلیت اعتماد بیشتری دارند.
در بعضی از دانشکده ها زمزمه های الکی بلند است ،تا دیروز مخالف و حالا مدعی،
حقیقت این است دکترای حرفه ای برای همه و بسرعت قابل اجراست و ملک شخصی این و ان نیست.
ولی کمی سرعت نیاز است.
پس بدوید ، با تلفن زنگ بزنید، این و ان را ببینید.
بخصوص چشم انتظار به خدا داریم تا گره کور که همه کارش را انجام داده ایم به دست او باز شود.
به امیدش
گپی با خودمان
فیزیوتراپی چیست؟
شاید بعد از اینهمه گفتن این سئوال برای همکاران عجیب باشد ولی واقعا فیزیوتراپی چیست؟
این سئوال را با تاریخ پزشکی شروع می کنیم:
در گذشته هر کسی دچار سردرد بود با یک ضربه توی سر درمان می کردند و یا محل عفونت را می سوزاندند و با پیشرفت علم این متد ها فراموش شد.
حال برای درمان انواع سمهای رقیق شده و یا پاره کردن اعضاء روش متداول است و البته پیشرفت انواع اسکوپی ها بسیار چمشگیر بوده است.
منتهی فیزیوتراپی برای درمان روشهایی دارد که بخصوص در اپیدمولوژی جدید جواب می دهد و انهم روشهایی که حالت تهاجمی ندارد.
یک اشکالی که در کار وجود دارد آنچه به نام پزشک در ایران متداول شده است و دارای توفیقات زیادی بوده است دارای بن بستهای زیادی نیز است.
این فرد که متدش نوعی آلوپاتی است ، در حقیقت فیزیشین است و دارای دیدگاه های قرن ۲۰ به قبل است.
درایران فیزیشین به عنوان پزشک و مدیکال به عنوان پزشکی در ایران معروف است و برای همین ما دارای ابداعاتی هستیم بر اساس فرض های ذهنیمان که سعی بر بهبود با تکیه بر همان طرز تفکر گذشته و این جواب نمی دهد.
اینهمه تخصص و فوق تخصص از کجا آمده است؟
یک مدل انگلیسی یک مدل آمریکایی یک مدل المانی یک مدل استرلیایی ،فرانسوی و........
نکته جالب بی رحمی سیستم پزشکی ایران است که حتی به پزشک عمومی متد فرانسوی رحم ندارد و در سیستم محسوب نمیشود بلکه باید برای کنکور تخصصی آماده شود.
انحصارهای مختلف در وزارت بهداشت که ما نمونه آن را در متخسسین تب فیزیکی دیده ایم در همه جای بهداشت و درمان به چشم می خورد.
تفاوت در آمدی وجشتناک است گویی ما به دوره ی ساسانی برگشته ایم .پزشک عمومی بیکار در کنار در آمدهای چند صد میلیونی در ماه !!!!!ابداعات علمی برای حل مشکلات موجود جالب است.
مثال جالب آن ایجاد تخصص طب سنتی برای پزشک آلوپات است.خب بهتر بود برای سرگرم کردن پزشکان عمومی آب می دادند در هاون می کوبیدند .
حالا اینجور تخصصهای عجیب و من درآوردی جلوی کار طبیب سنتی ، فارغ التحصیل طب سوزنی ، TCMوهموپات و بسیاری از متخصصین را در ایران می گیرد.
و سیستم پزشکی می خواهد این لباس های عجیب و غریب را تن پزشک عمومی آلوپات کند.
نحوه توزیع مراکز درمانی ، سیستم بستری ناقص در ایران و بسیاری از این موارد.
اینجاست که فیزیوتراپیست ها علارغم ضربه مرگبار توسط متخسسین نا اهل تب فیزیکی قادر به تحلیل پزشکی محیط پیرامون خود هستند.
فیزیوتراپیست قطعا می داند که فیزیشین نیست ولی قطعا یک مدیکال پراکتیشینیر است.
قطعا کلینیکال است و قطعا برنده این بازی !!!!!!
کدام بازی ؟
همان بازی خطرناکی که متخسسین کم فهم تب فیزیکی در ایران شروع کرده و بر آن پای می فشارند.
یکی چیزی که از درمان یاد گرفته ایم که به بیمار توصییه می کنیم انجام بده یا نده و اگر انجام داد مشکلات مال خودش است و وظیفه ما گفتن!!!
حال به متخسسین تب فیزیکی گفتیم معذرت خواهی کنید تمام شود و همه چیز بوته فراموشی برود ولی روح نخوت بر ایشان مستولی است و گمان می برند حضور رئیس انجمنشان به عنوان معاون وزیر رافع و دافع مشکلات خودساخته ایشان است.ولی زهی خیال باطل!!!
اینجاست که مفهوم این مساله که فیزیوتراپی حیطه ای از پزشکی و فیزیوتراپیست نوعی پزشک است روشن می شود.
مفهومی که در حال تحمیل خود است و این پیروزی بی رحمانه دانش است.